کاش بود کسی
این منم
همان گرسنه ی بیمار
همان گرفته در ان گوشه به دستش تار
اتش گرفته این جانم
از عشق تو و این دنیای پر از اسرار
خورده ام بسیار
کاش بود کسی که از مضرات اینهمه خوردن می گفت
همان گرسنه ی بیمار
همان گرفته در ان گوشه به دستش تار
اتش گرفته این جانم
از عشق تو و این دنیای پر از اسرار
خورده ام بسیار
کاش بود کسی که از مضرات اینهمه خوردن می گفت
کاش بود کسی.... بود کسی

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 16:29 توسط ۞ پـامچــال ۞
|
خدایا به من زیستنی عطا کن که در لحظه ی مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم.