می شود
جای من خالی است
من کجا گم کرده ام آهنگ باران را!؟
من کجا از مهربانی چشم پوشیدم!؟
می شود برگشت
می شود با سادگی آمیخت
می شود کوچکتر از اینجا و اکنون شد
می شود
من این بهار را به انتظار نشسته بودم
من کجا گم کرده ام آهنگ باران را!؟
من کجا از مهربانی چشم پوشیدم!؟
می شود برگشت
می شود با سادگی آمیخت
می شود کوچکتر از اینجا و اکنون شد
می شود
من این بهار را به انتظار نشسته بودم
زمستان سردی بود
.

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 16:50 توسط ۞ پـامچــال ۞
|
خدایا به من زیستنی عطا کن که در لحظه ی مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگی اش سوگوار نباشم.